کشفِ یک «هیچِ بزرگ» پس از ۱۸ سال؛ توقیف «صد سال به این سال‌ها» نشان داد سانسورچی‌ها حتی فیلم بد را هم نمی‌شناسند!

به گزارش آژانس خبری سینمادرام، رامتین حسینی منتقد سینما طی یادداشتی اختصاصی نوشت: پرونده‌ی آثار توقیفی در سینمای ایران همواره با هتریکی از تعلیق، جذابیت کاذب و هاله منطقیِ «شاهکارِ سانسورشده» گره خورده است. فیلم سینمایی «صد سال به این سال‌ها» ساخته سامان مقدم که پس از ۱۸ سال بلاتکلیفی و توقیف سرانجام در دسترسی عمومی قرار گرفته، نمونه‌ای مثال‌زدنی از همین پدیده است. خوانش تحلیلی اثر ثابت می‌کند که طولانی شدن زمان توقیف، نه تنها اعتباری به فیلم نیفزوده، بلکه گذر حدود دو دهه، فرسودگی ساختاری، فقر روایی و عدم توانایی فیلمنامه در برقراری ارتباط با مخاطب امروز را به عریان‌ترین شکل ممکن به نمایش گذاشته است.

یکی از مناقشه‌برانگیزترین ابعاد حول این اثر، تضاد رویکرد نهادهای نظارتی با مضمون آن است. رسانه‌های رسمی و نگاه‌های حاکمیتی، فیلم را متهم به تطهیر دوران پهلوی، سیاه‌نمایی از تحولات پس از انقلاب و ایجاد تفکیک بنیادین میان ایرانِ قبل و بعد از انقلاب می‌دانستند. در مقابل، خوانش نمادشناختی اثر نشان می‌دهد که کاراکتر اصلی فیلم با نام «ایران» (با بازی فاطمه معتمدآریا)، هویتِ استعاری وطن را به دوش می‌کشد؛ زنی که در طول سه دهه (دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۸۰) متحمل حجم سنگینی از رنج، فقدان و آلام تاریخی می‌شود، اما در پایان همچنان استوار، مقاوم و حامی فرزندان و نسل بعد باقی می‌ماند. اگرچه این نشانه‌گذاری بسیار رو، دم‌دست و شعاری طراحی شده، اما این پرسش بنیادین را ایجاد می‌کند که چرا اثری با چنین پیام پیرامون «ایستادگیِ وطن»، باید ۱۸ سال خانه-نشین شود؟ و مهم‌تر آنکه، چه معیار و تحولی سبب گردیده اثر بدون هیچ تغییر ساختاری، ناگهان پروانه رفع توقیف دریافت کند؟

با عبور از حواشی سیاسی و ورود به نقد فنی، «صد سال به این سال‌ها» در تمامی ارکان دراماتیک با شکست مواجه می‌شود. فیلمنامه فاقد یک خط داستانی منسجم است و بیش از آنکه حاصل یک نگاه قصه گو باشد، به مانند ایده‌هایی پراکنده می‌ماند که در مخلوط‌کنِ شتاب‌زدگی ریخته شده‌اند. سینمای سیاسی زمانی به بار می‌نشیند که «آرمان» در خدمت «قصه» و «شخصیت» باشد، اما سامان مقدم قصه را کاملاً فدای شعارهای گل‌درشت و ساختارهای کنایه‌آمیز کرده است. سه شخصیت اصلی اثر—ایران، امین (پرویز پرستویی) و رفیع (رضا کیانیان)—از ابتدایی‌ترین اصول شخصیت‌پردازی یعنی داشتن خواسته‌، نیاز درونی، انگیزه و آرک شخصیتی محروم هستند. کاراکترها منفعل و بی‌هدف در طول ۱۰۶ دقیقه حرکت می‌کنند و خرده‌معمای جنایی ابتدای فیلم (علت و عامل قتل) به قدری کم‌رمق، پیش‌بینی‌پذیر و ابتدایی حل می‌شود که تعلیق دراماتیک را در همان نیمه راه نابود می‌سازد.

بزرگ‌ترین نقطه ضعف فیلم که ناشی از رهاشدگی متن و عدم مدیریت کارگردان است، در صحنه بازیگری و بازی‌گیری رخ می‌نماید. تیم بازیگران سرشناس فیلم که در زمان ساخت، نقطه‌ی اتکای تبلیغاتی اثر محسوب می‌شدند، یکی از ضعیف‌ترین کارنامه‌های خود را ثبت کرده‌اند. پرویز پرستویی به ارائه‌ی تیپ‌سازی‌های تکراری و کلیشه‌ای گذشته محدود مانده، رضا کیانیان حضوری کاملاً عادی، بی‌تأثیر و خلاصه در چند حرکت نمایشی دارد و فاطمه معتمدآریا در مقام نقش اصلی، در سکانس‌های احساسی و واکنش به فواجع (نظیر شنیدن خبر مرگ همسر و فرزند) دست به اجراهای شدیداً اغراق‌شده، تئاتری و غلوآمیز می‌زند که از قاب سینما بیرون می‌زند. در سطح بازیگران فرعی نیز هدایت کارگردان فاجعه‌بارتر است؛ اجراهای امیرحسین آرمان، بهاره افشاری و علی قربان‌زاده به قدری ضعیف و تصنعی است که می‌تواند به عنوان نمونه‌های آموزشیِ «چگونه بازی نکردن» تدریس شود. در این میان، تنها نقطه اتکای بازیگری، حضور کوتاه علی شادمان در دوران خردسالی است که البته آن هم بازآفرینیِ مستقیم و کپی‌پیست‌شده‌ای از نقش‌آفرینی او در فیلم «میم مثل مادر» رسول ملاقلی‌پور است و اصالتی مستقل ندارد.

در میان این حجم از ضعف‌های ساختاری، تنها می‌توان به برخی تعاملات موفق هویت بصری اشاره کرد. فیلم از نظر طراحی صحنه و بازآفرینی فضای دهه ۵۰ کیفیت قابل قبولی دارد و حاکمیت هوشمندانه‌ی رنگ قرمز در حدود ۹۵ درصد از پلان‌ها (از طریق المان‌های صحنه)، نیت کارگردان و طراح صحنه را برای بازنمایی استعاری خون، بازتولید خشونت و خشم جاری در بستر تاریخ به خوبی منتقل می‌کند. اما این فضاسازی بصری هرگز نمی‌تواند حفره‌های عمیق فیلمنامه، بازی‌های رهاشده و ریتم خسته‌کننده فیلم را بپوشاند.

در نهایت، «صد سال به این سال‌ها» را باید فیلمی دانست که فرسایش زمان، عیار واقعی آن را آشکار کرده است. اثری که شاید رفع توقیف آن بیش از آنکه مخاطب را خشنود سازد، سازندگانش را به دلیل عریان شدن نقاط ضعف شدید فنی و روایی، دچار چالش کرده باشد.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا